People of God مـلــــــــت خـــــــــــدا

تفسیر و ارائه آثار مولانا و شمس تبریزی توسط استاد هیچ Interpretation and presentation of Maulana Rumi and Shams Tabrizi's works

People of God مـلــــــــت خـــــــــــدا

تفسیر و ارائه آثار مولانا و شمس تبریزی توسط استاد هیچ Interpretation and presentation of Maulana Rumi and Shams Tabrizi's works

درسهایی از عشق




مغناطیس عشق


شرط رشد کردن ایجاب می کند که تمام وجودت را در راه عشق هرآنچه با روحت سازگار است فدا کنی.


بالاترین درجـه شـادی از طـریق درک کـردن و همــکاری آگاهــانه با قــانون الهـی اکتسـاب می شـود .


این عشق است که سرزندگی را برای اذهان ما به ارمغان می آورد و ما را قادر می سازد تا شکوفا شویم .


قانون عشق همه آنچه را که برای رشد کردن و رسیدن به بلوغ معنوی نیاز داری به تو عرضه می کند .


حـال اگر آرزوی عشـــق داری پس تلاش کـن این را درک کـنی که تنـها را کسب


این عشق از طریق دادن عشق است ، هرچه بیشتر بدهی بیشتر می گیری و تنها


راه دادن عشق این است که آنقدر خود را از آن پر کنی تا از تو لبریز شود


و به مغناطیس عشق بدل شوی.


عشق ، قانون عشق ، شادی ، بلوغ معنوی ، مغناطیس عشق


جز این عشق تو را خویش و پدر نیست


اندر دل هر کس که از این عشق اثر نیست       تو اَبر در او کش که بجز خَصم قمر نیست


ای خـشـک درختی که در آن بـاغ نرُسـتت     وی خوار عزیزی که در این ظل شجر نیست


بُســکل ز جـز این عشـق اگـــر دُرِّ یـتـیـمی    زیرا که جز این عشق تو را خویش و پدر نیست


   

در مذهـــب عشــاق به بیماری مرگـسـت       هر جان که به هر روز از این رنج بتر نیست


    

در صــورت هر کس که از آن رنـگ بدیدی        می دان تو به تحقیق که از جنس بشر نیست


 

هر نـی که بـدیـدی به میـانـش کــمر عشــق     تَنگش تو به بَر گیر که جز تُنگ شِکَر نیست


        

شـــمس الحق تبریز چو در دام کشیدت       منگر به چپ و راست که امکان حذر نیست


       دیوان شمس تبریزی غزل 333

  
       قمر ، شجر ، تنگ شکر ، خویش و پدر ، دُرِّ یتیم

نویسنده: استاد هیچ


   تصویر سازی غزل سیلاب عشق دیوان شمس از حمیدرضا گودرزی
                                                         



قطره ای را چون بخش کرد در دریا

آن متعال کبیر متولد نشده است . زیرا بوجود آمدن یا به اراده است یا به اختیار


که هر دو فرض در مورد آن متعال به دور از عقل می باشد ، هیچ کس قادر نیست که آن


را نامحدود یا محدود تلقی کند . درصورتیکه نامحدود باشد ، آغاز ، میان و پایانی ندارد و

 اگر محدود باشد بایستی قید و بند و تعلق بر خود پذیرد و دیگر یگانه نیست

کوتاه سخن اینکه به هیچ وجه نمی توان خصوصیتی به آن متعال نسبت داد .

در پیرامون دایره نقطه آغاز و پایان یکی است ، ابدیت آغاز و پایان زندگی فردی می باشد

 وحدت به کثرت و کثرت به وحدت تبدیل می یابد ولیکن وحدت و کثرت هردو با هم وجود دارند


وتپش های برخواسته از قلب ذات الهی به واسطه بازگشت دائم به ابدیت است که کامل می گردد .

آن علت العلل همه چیز است این برای همگان قابل فهم نیست به جز کسانی که در پی

یافتن پاسخی جامع در حل معمای زندگی هستند

....ز جمــع کردن و تفریق او شدم حیران   به ثبت و محو چو تلوین خاطر شیدا

  دل اســت تخته پرخاک او مــهـندس دل       زهی رسوم و رقوم و حقایق و اسما

   تو را چو در دگری ضرب کرد همچو عدد     ز ضرب خود چه نتیجه همی کند پیدا

       چو ضرب دیدی اکنون بیا و قسمت بین      که قطره ای را چون بخش کرد در دریا

   به جبر جـــمله اضـــداد را مقابــله کرد       که فکر دراشکست زین عجایب ها خمش

نویسنده: استاد هیچ