Hich 300
300 Hich, the Master is on the road
Hich, the Master in an unbeatable action presents
300 important spiritual issues Since the beginning
of the solar New Year (1393) in the forms of videos,
audios and text available for the Seekers of love
Official website of Hich the Master
300هیچ در راه است
استاد هیچ قصد دارد در اقدامی بی نظیر 300 مطلب
مهم معنوی و فرهنگی را از ابتدای سال نو خورشیدی (1393)
در قالب فیلم، صدا و نوشته در اختیار جویندگان عاشق قرار دهد.
گفتنی است لینک این مطالب از طریق وب سایت رسمی استاد هیچ
http://masterhich.ir
اعلام خواهد شد.
قسمتی از سخنرانی استاد هیچ
اگر کسی از ما پرسید که طی طریق حقیقت چیه، ما می گوییم که از دو بخش تشکیل شده:
1- ورود به آگاهی درون
2- ضریب ادراک بالا
"آگاهی درون + ضریب ادراک بالا = هشیاری کامل (مطلق)"
هشیاری مطلق به ما جهش می دهد ، ما دوست داریم جهش پیدا
کنیم. یعنی این وضعیتی را که داریم ترک بکنیم و به یک وضعیت
جدیدی که آرامبخش و دلچسب هست برسیم. این نیاز به جهش
خوب وقتی که جهش پیدا شد ، هشیاری کامل در طی طریق
حقیقت انجام شد ، ما به بودن می رسیم.
"این هدف واقعی است"
من باید بودن خودم را حس بکنم. بدون البته آن چیزی که شکسپیر
گفته بودن یا نبودن، مسئله ای سیاسی و مربوط به جنگ است و
به بحث ما (طی طریق حقیقت) هیچ ربطی ندارد.
بودن در اینجا؛ یعنی اینکه شما بتوانید با عشق یکی بشوید . وحدت
با جانان پیدا بکنید.
قسمتی از کلام استاد هیچ در کلاس قطره
یک غزل بسیار پر فراز و نشیبی که مولانا درباره باخودی و
بیخودی گفته. این با خود بودن، که گاهی وقتها از آن بعنوان من و
ما تعبیرکرده. می گوید من بی من و تو بی تو، یعنی نه منی برای
من باقی می ماند و نه تویی برای تو باقی میماند. این همان
شناخت معنوی است که تو باید منِ انسان سوخته بشود، البته من
غیرواقعی . تا هویت واقعی ما که معنویت خالص هست و زندگی
خالص و ادراک خالص است ، تجلی می کند. این شد مطلب اول.
دیدید که آدمها چقدر زود می میرند؛ اصلاً تعجب آوره، هر خیابانی را
که نگاه می کنید، می بینید چقدر اعلامیه ترحیم زدند. می بینید که
آدم ها اینقدر می میرند.
آدم ها بلد نیستند شاد باشند، چرا که روح بصورت سازمانی و
اصالتاً باید شاد باشد. برای اینکه ضریب بقای ما بالا باشد، باید منبع
علت باشیم، دائما روح انسان شادمانه، مسئولیت پذیره و زیربار
مسئولیت ها شانه خالی نمی کند.
از سخنان استاد هیچ در کلاس قطره (بدون ویرایش)
"مولانا می فرماید : من اینقدر اسرار دارم، انبوهی اسرار، که اگر حلاج (منصور حلاج) بفهمد قصد دار زدن مرا می کند . همان حلاجی که بخاطر اَسرار خود که گفت (انالحق) اعدام شد .حالا در غزلی خواندیم که مولانا می فرماید :
ما به بغداد جهان جان اناالحق می زدیم
پیش از آن کاین دار و گیر و نکته منصور بود
شهر تبریز ار خبر داری بگو آن عهد را
آن زمان کی شمس دین بی شمس دین مشهور بود
اینجا بحث هایی هست که با مطالبی که در دانشگاه ها کسی شاید دو کلاس درس پاس کرده باشد هیچ ارتباطی ندارد. اینجا انبوهی اسرار است. به عنوان مثال وقتی من اعلام می کنم 5000 رمز و اسرار از دیوان شمس بیرون کشیده ام، به اندازه توان من بوده است و شما اگر می توانید بیشتر استخراج کنید . چرا ؟ چون باز هم جای کار دارد . هر بیت و کلمه ای که مولانا در دیوان شمس و یا مثنوی بیان می کند هرکدام یک راز است . شما هیچ حرف اضافه ای در گفتار استاد مولانا نمی بینید."