درس1
مغناطیس عشق
شرط رشد کردن ایجاب می کند که تمام وجودت را در راه عشق هرآنچه با روحت سازگار است فدا کنی.
بالاترین درجـه شـادی از طـریق درک کـردن و همــکاری آگاهــانه با قــانون الهـی اکتسـاب می شـود .
این عشق است که سرزندگی را برای اذهان ما به ارمغان می آورد و ما را قادر می سازد تا شکوفا شویم .
قانون عشق همه آنچه را که برای رشد کردن و رسیدن به بلوغ معنوی نیاز داری به تو عرضه می کند .
حـال اگر آرزوی عشـــق داری پس تلاش کـن این را درک کـنی که تنـها را کسب
این عشق از طریق دادن عشق است ، هرچه بیشتر بدهی بیشتر می گیری و تنها
راه دادن عشق این است که آنقدر خود را از آن پر کنی تا از تو لبریز شود
و به مغناطیس عشق بدل شوی.
عشق ، قانون عشق ، شادی ، بلوغ معنوی ، مغناطیس عشق
جز این عشق تو را خویش و پدر نیست
اندر دل هر کس که از این عشق اثر نیست تو اَبر در او کش که بجز خَصم قمر نیست
ای خـشـک درختی که در آن بـاغ نرُسـتت وی خوار عزیزی که در این ظل شجر نیست
بُســکل ز جـز این عشـق اگـــر دُرِّ یـتـیـمی زیرا که جز این عشق تو را خویش و پدر نیست
در مذهـــب عشــاق به بیماری مرگـسـت هر جان که به هر روز از این رنج بتر نیست
در صــورت هر کس که از آن رنـگ بدیدی می دان تو به تحقیق که از جنس بشر نیست
هر نـی که بـدیـدی به میـانـش کــمر عشــق تَنگش تو به بَر گیر که جز تُنگ شِکَر نیست
شـــمس الحق تبریز چو در دام کشیدت منگر به چپ و راست که امکان حذر نیست
دیوان شمس تبریزی غزل 333
قمر ، شجر ، تنگ شکر ، خویش و پدر ، دُرِّ یتیم
نویسنده: استاد هیچ
تصویر سازی غزل سیلاب عشق دیوان شمس از حمیدرضا گودرزی